هتل افضل

کلمات شوشتری

شوشتری فارسی
زَنگُله زنگوله
مَفتُ مهتاب
عَتابَه عتبه درگاه
مُجبِرَه منقل گِلی
دوو دوغ
گِندِ خُرما یک دانه خرما
بازنجون بادمجان
اَنگون ظرف نگهداری مایعات
گوشت یَردَه گوشت چرخ شده
سیلون شیره خرما

ضرب المثل

اَ کُهی بِکَن مَوَن جاش

از کوهی بکن و به جای آن مگذار

تبلیغات

عبدالرحیم سوار نژاد:باز هم اراده و همت دیگران برای شناسایی مفاخر شوشتر را می بینیم و همشهریان عزیز گاهی گلایه می کنند و بعضا زبان به نفرین می گشایند!که چرا فعالیت فرهنگی نمی شود!ولی خود غافل می شویم،گام خوب برای معرفی شخصیت هایی که در طول تاریخ خدمت فرهنگی به مردم ارائه نموده اند و آثار به جا مانده آنان می تواند سند محکمی برای شناخت فرهنگ تاریخی دیار قرار گیرد و نسل کنونی به پیشینه خویش با حضور آنان ببالد از جانب هر کس پسندیده و نیکوست و وقتی ازدیارمان باشد باید مشعوف شد و ممنون،همین امر ضرورت ایجاد بنیاد فرهنگی را مضاعف می سازد.یکی دیگر از ادبا وعالمان دیار ما عباس قد کسازمعروف به ملا عباس شباب شوشتری است که اشعار او در مجلدی به نام کلیات شباب شوشتری در سال 1385 به اهتمام دکتر مرتضی بدخشان و عیدی محمد عفیف و مقدمه استاد محمد حسین حکمت فر،همه از محققان خوزستانی معاصر به اهتمام موسسسه فرهنگی دزفول،در 16+944 صفحه منتشر شده است که افزون بر16 صفحه مقدمه و شرح حال و 814 صفحه متن اشعار،افزوده هایی مانند مروری بر اشعار وتحلیل آنها (ص 814-900)،فرهنگ واژگان و اصطلاحات(ص 901-936) فرهنگ اعلام(ص 937-944) را در بر دارد.کلیات وی که با ((تحفه الاحباب)) آغاز و با ((رباعیات)) پایان می پذیرد با عنوان (( جامع المحسنات )) ابتدا در بمبئی سپس به سال 1336 ش در اصفهان به چاپ رسیده است.چنین حرکتی را می توان از وجوه مشترک فرهنگی شمال خوزستان نی برشمرد که به تشابهات تکیه دارد و نقاط افتراق را جایی نیست.

شباب شوشتری کیست؟

در سال (1250 هجری قمری) در شهر دارالمومنین شوشتر دیده به جهان گشود.با این که بیشتر افراد خانواده اش تاجر بودند و به هندوستان رفت و آمد داشتند،ولی عباس در کنار پدر به  قدکسازی (بافتن نوعی پارچه کتانی که سابق در شوشتر رواج داشت)د مشغول بود و بعدها شغل پدر را رها نمود و به عطاری اشتغال یافت.وی از ابتدای جوانی به شعر روی آوردو قصاید نغزی درمدح اهل بیت می سرود و هرگز به نام وشهرت توجه نمی نمود و از آن گریزان بود.در حسینیه شیخ جعفر شوشتری همیشه مجالس بر پا بود و جمعیت مردم در آن حضور می یافتند در یکی از آن مجالس قصیده ایی از او در مدح امام علی(ع) خوانده می شود،شیخ درباره ی سراینده ی قصیده می پرسد.گفتند: جوانی قد کساز است.شیخ به دیدنش می رود و بسیار او را مورد تکریم قرار می دهند و چون او را جوان می بیند تخلص ((شباب)) را پیشنهاد دادند،که این تخلص در تمام اشعار او باقی می ماند و با همین نام شناخته می شود.سفرهای او به شهرهای مختلف مانند کربلا،نجف،تهران،اصفهان،قم ومشهد زمینه ایی از ارتباط او،از جمله با قاآنی را برایش فراهم ساخت.اثر پذیری او از شاعران دیگر مانندفردوسی،نظامی،سعدی،حافظ و محتشم در شعرهایش پیداست.شباب علاوه بر دیوان،کتابی نیز در زمینه کیمیا که خود،آن را محو کرد تا دیگران گرفتار آن علم نشوند!عباس که به نام ملا عباس معروف گردید از استعداد و نبوغ بالایی برخوردار بود.دیوان او حدود15000بیت است که در سال 1309 هجری قمری در زمان حیات شاعر،به اهتمام کریم بن محمد موسی مرعشی (با گردآوری اوراق پراکنده شاعر) تدوین ودر بمبئی چاپ شد.با این که شاعر،تا 15 سال بعد در قید حیات بود،ولی شعرهای دیگر او در این دیوان نیامده است.روشن نیست که به چه دلیل،باوری نادرست و بی اساس در میان مردم شهرت یافت که داشتن این دیوان در خانه باعث فقر می شود!بدین جهت بسیاری از مردم که نسخه ای از این دیوان داشتند،آن را به رودخانه کارون انداختند و نسسخه های آن بسیار کمیاب بود تا این که پس از گذشت بیش از یک قرن،به صورت حروفی انتشار یافت.شباب در سال 1324قمری در سن 74 سالگی در گذشت و در جوار سید محمد گلابی در شوشتر دفن شد.ارادت وی به شیخ جعفر شوشتری (ره) چنان بود که در بیشتر اشعارش از آن بزرگوار و یا از فرزندش شیخ محمد علی یاد کردی داشت که قصیده معروف ملا عباس که به تهنیت ورود حاج شیخ جعفر به شوشتر سروده است چنین است:

ای شوشتر!اینک شب هجران به سر آمد                خورشید امید از افق بخت برآمد                                                                                    درضمن این قصیده 56 بیتی گوید:                                                                                                                                

ای دشمن مرحب منش،اینک به صف رزم               دارای نجف،صاحب تیغ دو سر آمد

او آمد و شرع آمد و دین آمد و ایمان                    وز لطف خداوند،پیاپی مطر آمد   

صد شکر که باز آمد و وز فیض قدومش                 جان همه عالم به تن شوشتر آمد

پس از چند بیت دیگر می گوید:                                                                                                                                         

بر ذمه طبع من ازین موهبت،اکنون                      تکرار مدیح شه والا گهر آمد

داماد پیامبر که چو شمشیر بر افروخت                   از جن و بشر،غلغله((الحذر))آمد

تا آخر قصیده که در مدح امام امیر المومنین علیه السلام است،و در ضمن آن،برای حل مشکلات شخصی خود(حمله قطاع الطریق به او ضمن حرکت از نجف به شوشتر و بردن اموالش) از حضرتش کمک خواهد...

بهتر است اهل ادب و دوستداران میراث فرهنگی شوشتر مرقد این شاعر فرزانه را شناسایی و به جامعه معرفی نمایند و با برگزاری برنامه هایی نسبت به این شخصیت ادای دین نمایند که خداوند می فرماید(ان الله لا یغیرما بقوم حتی ما بانفسهم)هرگز جامعه ای پویا و شکوفا نخواهد شد، مگر اینکه خودشان بخواهند وحرکت کنندو آثار به جای مانده از این بزرگان بهترین وسیله برای هموار نمودن مسیر وآموختن فعل خواستن می باشد البته در این راستا اعضای شورای شهر باید در نامگذاری معابر و خیابانها و برگزاری همایش ها تلاش نمایند از نام آنان استفاده کنند. 


لطفا به این پست امتیاز بدهید
تعداد نمایش : 1633
امتیاز مثبت : 8
امتیاز منفی : 0

با تشکر ، امتیاز شما ثبت شد

متاسفانه امتیاز شما ثبت نشد ، لطفا دوباره امتحان کنید

امتیاز منفی
لطفا نظر بدهید

لطفا در مورد همین مطلب نظر بدهید. اگر می خواهید موضوعی دیگر را با ما در میان بگذارید ، از قسمت تماس با ما استفاده بکنید. با تشکر.

نظر شما با موفقیت دریافت شد

متسفانه پیام شما دریافت نشد. لطفا دوباره امتحان کنید

نظرات کاربران

احمد

ممنون بابت زحمتی که میکشید و مفاخر شوشتر رو معرفی میکنید،ولی شوشتر عرفای مشهوری داشته که در حال حاضر هیچ اسمی از اونا نیست،لطفا یه ایمیل یا یه شماره بهم بدیت که بتونم ایم وعکسهاشون رو براتون بفرستم اینم ایمیل منه darentezarbahar31@yahoo.com
1395/11/29 - جمعه
0 | 0

مدیر

dadbehs@gmail.com